اونا با پسر نوجوانش در یک روستای آرام در پیرنه زندگی میکند و به عنوان باغبان کار میکند، هرچند که رویای بزرگش پرواز با یک هواپیمای توریستی است. یک روز، همه چیز برای اونا تغییر میکند وقتی که گروهی از مزدوران خارجی به روستا میآیند و برخی از رازهای تاریک زندگیاش که فراموش کرده بود را فاش میکنند. او سپس مجبور میشود با آن رازهای گذشته یک بار برای همیشه روبرو شود.